هفت رخ، فرود صادقی
هنر پیوندی ست میان بودن و اندیشیدن.
اگر اندیشه ی هنرمند برآمده از نهاد درونی و مبتنی بر دگردیسی و نوزایی هنرمند باشد و ساختار آن بر اساس اندیشه ی خود بنیاد باشد،ماندگاری و جاودانگی هنر و هنرمند جریانی سیال خواهد بود و در همه ی ادوار ادامه خواهد یافت.
واژه و ماهیت هنر در بستر زمان به تکامل خود می رسد و آبشخور این گیاه همیشه سبز ذهن انسان هنرمندی ست که همواره در پی رسیدن به زایشی نو در اندیشه و خرد خویش است.
هنر و چیستی آن چالشی ست که هنرمند جامعه را به فراخوان اثر خویش دعوت می کند و بدون هیچگونه داوری مخاطب را به یک پالایش و نوزایی در باب فلسفه ی وجود خود می رساند.
اساس فلسفه ی هنر آزردن حماقت و کژاندیشی ست.
چرا که هنر، مصلحت نمیطلبد و آرامش نمیخواهد.
هنرمند، در کارِ بیدار کردنِ جهان است،
حتی اگر بیداری، زهر باشد.
او، مصلح نیست؛ ویرانگر است.
ویرانگرِ ساختارهای تهی، تا در مرداب مقدس، نیلوفرِ معنا برویاند.
هنر به معنا و مفهوم کار نیک کردن است و چه بسا این نیکویی و زیبایی بر دو کنش استوار است و شناور میان دو مفهوم نسبی؛ زیبایی و زشتی.
اساس کار هنرمند به مفهوم مطلق آن نشان دادن زیبایی و زیبایی ها نیست،بلکه با کشف زشتی ها و دگرگون نمودن آن از دریچه ی ذهن و خرد خود به زایش زیبایی می رساند و مخاطب خود را به یک سفر فرا می خواند…
سفری که توام است با سکوت و ژرف نگریستن و چه بسا که یک اثر هنری فضایی ایجاد می کند برای مراقبه ی انسان…سفری که انسان را به درون اقیانوسی شناور می کند که خودش قهرمان اسطوره ای آن سفر است.
ادیسه وار از میان شاخ های تیز اتفاق به پیش می تازد تا که چون گیلگمش به پالایشی روانی برسد و با گیاه خرد جاودانه گردد و درد حقیقت جویی را بسان ادیپوس در میان سرزمین گناه و طاعون معناباختگی جامعه به دوش رسوایی بکشد و آنگاه از نهاد ذهن مخاطب، زاده شود.
خلاقیت و نبوغ ،استحاله ی ست میان دیوانگی و اکنون هنرمند،یک دیوانگی نیک و مقدس که ساختارهای تهی را ویران می سازد و بنایی باشکوه و چشم نواز برپا می سازد.
هنرمند نه به مادیات می اندیشد نه به تایید همه و نه خفته در آرامش خود،بلکه به جاودانگی های بی پایانی می اندیشد که بتوان با آن به یک نوزایی برسد و در این پوست اندازی میان درد و رنج های مقدس،از مرداب نیلوفری برویاند که بیننده و شنونده اش را پیچ و تاب دهد میان رقص دلنشین این جاودانگی…
هنرمند، عارفِ بیخانقاه است؛
راهبی که با آتش رنج نیایش میکند، نه با نماز.
او به «جاودانگی» نمیاندیشد از سرِ آز،
بلکه از سرِ خویشاوندی با آن می آمیزد.
زیرا هر اثر، لحظهایست که زمان در برابر او زانو میزند.
در هر واژه، در هر رنگ، در هر آوا،
ذرهای از ابدیت پنهان است،
و این، همان رازِ هنر است:
تبدیلِ نیستی و تباهی به هستنده بودن به تعریف هایدگر «دازاین»؛
مفهوم و معنا و ماهیت واژه دازاین در اندیشه و فلسفه ی مارتین هایدگر با توجه به آرا و نظریات فلسفی اش در کتاب هایش به خصوص در کتاب « هستی و زمان »
همان وجود انسان است،نه تنها به عنوان موجودی زیستی یا روانی،بلکه به عنوان و معنای موجودی که نسبت به هستنده بودن خود آگاه است و درباره ی فلسفه ی بودن می پرسد.
هایدگر از هستنده بودن انسان به معنایی دیگر سخن می گوید.
هایدگر، دازاین را تنها موجودی می داند که می تواند معنا و ماهیت وجود را درک و پرسش کند.
به تعبیر یا تفسیری دیگر می توان گفت هایدگر بر این اندیشه است که وجود انسان همواره در رابطه با محیط پیرامون خود و دیگران و امکانات خودش معنا می یابد.
به طور خلاصه دازاین در اندیشه ی فلسفی مارتین هایدگر یعنی انسان به عنوان موجودی که هستنده بودن خود را می فهمد و به آن آگاه است در جهان است و با امکان ها و انتخاب ها و اختیار و رفتارش معنای وجود خود را آشکار می سازد و در باور من هنرمند ابردازاین است.
و به تعبیر هایدگر؛
«اثر هنری، گشودگیِ حقیقتِ وجود است در صورتِ محسوس.»
هنر، رخدادِ حقیقت است؛ و هنرمند، میانجی این رخداد.
در آینهی هنر، انسان چهرهی خویش را در هزار نقش میبیند:همذات پنداری اصیل با تمام اجزا و عناصر هستی برای رسیدن به درک و مفهوم کمال مطلوب کلیت وجود.
در این مرزِ باریک، نبوغ زاده میشود.
بدون جنونِ مقدس، هنر ممکن نیست.
زیرا هنرمند باید از عقل بگذرد تا به خرد برسد،
از نظم بگریزد تا به معنا بازگردد.
او تماشاگرِ جهان نیست جهان از درونِ او تماشای خویش را آغاز میکند.
هنر، همان آگاهیِ مجسم است.
جوهرِ جاودانگی است در پیکرِ نیستی.
لحظهای است که هستی در برابرِ نیستی قد میکشد و میگوید:
«من معنا میسازم، حتی اگر جهان خاموش باشد.»
در پایان،
هنر، نه آغاز دارد و نه انجام؛
چون خودِ هستی، در گردشِ بیپایانِ زایش و مرگ است.
هر هنرمند، حلقهایست در این زنجیرِ ابدی.
چنین است هنر؛
و چنین است هنرمند:
خدای کوچکِ آفرینش،
که از دیوانگیِ مقدسِ خویش، جهان را دوباره میآفریند…











