پایگاه خبری تحلیلی 7 رخ (هفت رخ)
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • ورود
  • اخبار
  • تئاتر
  • سینما
  • سینمای مستند
  • سینمای جهان
  • انیمیشن
  • فیلم کوتاه
  • گفتگو
  • گزارش
  • نقد
  • هنر و فرهنگ
  • مرامنامه
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • اخبار
  • تئاتر
  • سینما
  • سینمای مستند
  • سینمای جهان
  • انیمیشن
  • فیلم کوتاه
  • گفتگو
  • گزارش
  • نقد
  • هنر و فرهنگ
  • مرامنامه
  • درباره ما
  • تماس با ما
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
پایگاه خبری تحلیلی 7 رخ (هفت رخ)
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
صفحه اصلی سینما

«قلعه خاموش»؛ بازنمایی ویرانی، پژواک تاریخ

۹ شهریور ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 1 دقیقه
0
«قلعه خاموش»؛ بازنمایی ویرانی، پژواک تاریخ

پست های مرتبط

کارنامه بازیگری سوسن تسلیمی به بهانه حضور در آثار بیضایی

مستند ایرانی، بهترین مستند بلند جشنواره آمریکایی شد

بهرام بیضایی از پیشگامان موج نوی سینمای ایران بود

هفت رخ، محمد ناصری‌راد

مستند «قلعه خاموش» به کارگردانی حنیف شهپرراد و تهیه‌کنندگی فرهاد ورهرام، محصول شبکه مستند سیما، در نگاه نخست بیش از هر چیز به دلیل اهمیت سوژه‌اش، یعنی قلعه‌ی تاریخی ایزدخواست، جایگاه ویژه‌ای می‌یابد. قلعه‌ای که خود در مقام نشانه‌ای فرهنگی و تاریخی، حامل یک متن است؛ متنی که همواره در معرض خوانش‌های نوین قرار می‌گیرد. در واقع، فیلم با انتخاب چنین موضوعی نه فقط به یک بنای تاریخی، که به متنی گشوده به تعبیر رولان بارت دست می‌زند؛ متنی که همچون یک کتیبه‌ی فرسوده، نیازمند رمزگشایی و بازخوانی است.

رولان بارت در بحث مرگ مؤلف و پراکنده شدن معنا تأکید می‌کند که هر متن در فرآیند خوانش دوباره زاده می‌شود. مستند «قلعه خاموش» دقیقاً در همین قلمرو عمل می‌کند: بازنمایی یک قلعه‌ی ویران، در مقام سندی بی‌جان و البته به مثابه متنی زنده که میان لایه‌های روایت کارگردان، اسناد معماری، روایتِ سیاحان اروپایی و حتی فیلمی سورئال از سال ۱۳۵۷، پیوسته در حال بازتعریف است.

 

این مستند با بهره‌گیری از مصالح متنوعی نظیرِ آرشیوها، اسکیس‌ها و فیلم‌های پیشین، به نوعی چندصدایی روایی دست می‌زند. با این حال، همان‌گونه که بارت هشدار می‌دهد، انباشت نشانه‌ها می‌تواند به بیش‌معنایی بینجامد؛ جایی که مخاطب به جای دریافت تصویری یکپارچه، با پراکندگی معنا روبه‌رو می‌شود. در همین‌جاست که مستند گاه از انسجام ساختاری فاصله می‌گیرد.

فیلم در سطحی ژانری، به حوزه‌ی مستند اگزپوزیتوری (توضیحی یا تبیینی) نزدیک است؛ همان‌گونه که بیل نیکولز دسته‌بندی کرده است. صدای راوی یعنی کارگردان، چون نخ تسبیحی، قطعات پراکنده را به هم پیوند می‌دهد. اما کارگردان بلندپروازانه می‌کوشد تمامی وجوه قلعه را بازنمایی کند، از معماری و مهندسی تا نقش اقتصادی، نظامی، محیط زیستی، فرهنگی و ژئوپولیتیک آن. این جامع‌نگری ارزشمند است، اما در سطح فرمال، نوعی گسست ایجاد می‌کند؛ گویی متن مستند، از کثرت ارجاعات و تلاش برای همه‌جانبه بودن، در خطر واپاشی معنایی قرار می‌گیرد.

اما تصویر امروزین قلعه در مستند، پرقدرت‌ترین لایه‌ی استعاری آن است. قلعه چونان پیکری بی‌رمق و بی‌جان، رها در باد و باران، به شیئی خاموش بدل شده است. این بازنمایی، در معنای بارت‌گونه‌ خود، فراتر از یک سند عینی است، قلعه در فیلم به اسطوره بدل می‌شود. اسطوره‌ای از زوال، از فراموشی و از بی‌پناهی میراث. جایی که واقعیت تاریخی در قالب تصویر، معناهایی افزون بر خویش تولید می‌کند.

در کنار تصاویر خود قلعه، حضور پیرمردان و پیرزنان سالخورده در فیلم نیز همچون سندی زنده عمل می‌کند؛ گواهی انسانی بر سبقه‌ تاریخی و کهنگی فرهنگی این دیار. چهره‌های فرسوده و چین‌خورده‌ی آنان، به‌سان دیوارهای ترک‌خورده‌ی قلعه، حامل روایت‌هایی ناگفته‌اند؛ روایت‌هایی که هر یک و به تنهایی، قدرت مستند شدن دارد. این مردمان، همچون حافظه‌ای مجسم، به یادگار گذشته پرداخته و خود بخشی از متن تاریخ‌اند؛ تاریخی که در نگاه دوربین، دوباره بازنمایی و جاودانه می‌شود.

در پایان، فیلم‌ساز با نمایش آیین عروسی و تصویر ماه شب چهارده، تلاش می‌کند بارقه‌ای از حیات و امید را در متن ویرانی وارد کند. اما این پایان، بیش از آنکه هم‌ساز با متن فیلم باشد، نوعی الحاق به نظر می‌رسد. در حالیکه هر متن باید به گونه‌ای خودبسنده، نظام معنایی خویش را کامل کند؛ حال آنکه پایان «قلعه خاموش» از این انسجام می‌گریزد. شاید اگر فیلم با نشانه‌های مرگ و زوال یعنی نقوش سنگ‌قبرها، زوزه‌ی باد و خلأیی سرد، پایان می‌یافت، متن به وحدت نشانه‌ای بیشتری دست پیدا می‌کرد.

اما در پایانِ سخن، با وجود این کاستی‌ها، «قلعه خاموش» در مقام یک مستند، تلاشی جسورانه برای بازنمایی یک میراث فراموش‌شده است. ارزش اثر در آن است که قلعه را از سطح یک شیء باستانی فراتر می‌برد و به متنی زنده بدل می‌سازد؛ متنی که در برابر چشم مخاطب دوباره نوشته می‌شود. این همان چیزی است که رولان بارت از نوشتار به مثابه بازآفرینی سخن می‌گوید: قلعه خاموش بار دیگر به سخن درمی‌آید، هرچند به زبان ویرانی.

این مستند، حتی در خاموشی‌اش، پژواکی حماسی دارد؛ فریادی که از دل ویرانه‌ها برمی‌خیزد و هشدار می‌دهد که میراث، اگر به دست فراموشی سپرده شود، در سکوت خویش بدل به فریادی خواهد شد که هیچ گوش شنوایی برای آن باقی نخواهد ماند.

خرید جی نیوز
تبلیغات
منبع: سینما سینما
.

.

مرتبط پست ها

کارنامه بازیگری سوسن تسلیمی به بهانه حضور در آثار بیضایی
نقد

کارنامه بازیگری سوسن تسلیمی به بهانه حضور در آثار بیضایی

۱۷ دی ۱۴۰۴
مستند ایرانی، بهترین مستند بلند جشنواره آمریکایی شد
سینمای مستند

مستند ایرانی، بهترین مستند بلند جشنواره آمریکایی شد

۱۳ دی ۱۴۰۴
بهرام بیضایی از پیشگامان موج نوی سینمای ایران بود
گزارش

بهرام بیضایی از پیشگامان موج نوی سینمای ایران بود

۱۱ دی ۱۴۰۴
 پسربچه‌ای چموش٬ پشت چهره‌ای جدی
اخبار

 پسربچه‌ای چموش٬ پشت چهره‌ای جدی

۷ دی ۱۴۰۴
بیگانه آزادی نمی آورد 
سینما

بیگانه آزادی نمی آورد 

۷ دی ۱۴۰۴
جشنواره جهانی فیلم فجر؛ نگاهی رو به آینده
سینما

جشنواره جهانی فیلم فجر؛ نگاهی رو به آینده

۳۰ آذر ۱۴۰۴
پست‌ بعدی
فرنوش رضائی دُرجی

«محبوس»؛ بازی مرگبار

بازگرداندن پیکر احمد پژمان به ایران

بازگرداندن پیکر احمد پژمان به ایران

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

داستان های محبوب

  • فیلمبردار " شامیر" کاندید جشنواره جهانی موسیقی و فیلم مستقل امریکا شد.

    فیلمبردار ” شامیر” کاندید جشنواره جهانی موسیقی و فیلم مستقل امریکا شد.

    0 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 0 توئیت 0
  • وقتی عکس جرقه ای خیر در دل ها روشن کند

    0 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 0 توئیت 0
  • عکاس ایرانی برنده مدال طلای فستیوال عکس ابراهیم زمان ترکیه

    0 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 0 توئیت 0
  • هنرمند، در کارِ بیدار کردنِ جهان است

    0 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 0 توئیت 0
  • شامیردر بخش مسابقه جشنواره جهانی بایسکوپ هندوستان

    0 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 0 توئیت 0

داستان های پیشنهادی

بهترین بازیگر مرد فستیوال آلمانی از سینمای مستقل ایران انتخاب شد

بهترین بازیگر مرد فستیوال آلمانی از سینمای مستقل ایران انتخاب شد

۱۳ مهر ۱۴۰۴
بدرقه پیکر شمس آقاجانی از خانه هنرمندان ایران

بدرقه پیکر شمس آقاجانی از خانه هنرمندان ایران

۱۹ شهریور ۱۴۰۲
برنامه اکران فیلم‌های ایرانی در شش ماه دوم سال ۲۰۲۵ در فرانسه

برنامه اکران فیلم‌های ایرانی در شش ماه دوم سال ۲۰۲۵ در فرانسه

۱۹ تیر ۱۴۰۴
در حال پخش
پایگاه خبری تحلیلی 7 رخ (هفت رخ)

«هفت رخ» به هیچ نهاد، ارگان و تشکل سینمایی و غیر سینمایی وابسته نیست و از حیث مادی و معنوی به صورت کاملا خصوصی و مستقل اداره می‌شود.
اطلاع‌رسانی سالم و صحیح و ارائه تحلیل و همچنین گفت وگو با اهالی هنر و کارشناسان با هدف کمک به بهبود و اصلاح سینما و سایر هنرهای ایران درعرصه های تولید، اکران و مدیریت از مهم ترین اهداف و وظایفی است که برای خود تعریف کرده ایم...

ادامه مطلب »

تازه‌ترین‌ها

  • ثبات با انکار واقعیت شکل نمی‌گیرد
  • کارنامه بازیگری سوسن تسلیمی به بهانه حضور در آثار بیضایی
  • سعید پیردوست درگذشت
  • اعلام زمان بدرقه بیضایی
  • لاله برزگر با «مرزهای درون» به خانه هنرمندان ایران می‌آید
  • مستند ایرانی، بهترین مستند بلند جشنواره آمریکایی شد

دسته‌بندی مطالب

  • اخبار (180)
  • تئاتر (70)
  • سینما (432)
    • سینمای جهان (26)
    • سینمای مستند (109)
    • فیلم کوتاه (15)
    • گزارش (49)
    • گفتگو (16)
  • فرهنگ (12)
  • کسب و کار (3)
  • نقد (21)
  • هنر و فرهنگ (108)

© 2025 - تمامی حقوق برای پایگاه خبری 7 رخ (هفت رخ) محفوظ است.

بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • اشتراک
  • تماس با ما
  • درباره ما
  • صفحه اصلی
  • مرامنامه
  • نقد

© 2025 - تمامی حقوق برای پایگاه خبری 7 رخ (هفت رخ) محفوظ است.

خوش آمدید!

به حساب خود در زیر وارد شوید

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

رمز عبور خود را بازیابی کنید

لطفا نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را برای بازنشانی رمز عبور خود وارد کنید.

ورود به سیستم